| هيچ نميفهمد. خودت برايش بفهم ! اصلا اگر خسته ميشوي تو هم برايش نفهم. هرچه قدر دوست داري برايش زير آبي برو. باز هم نميفهمد.
«جرأت» اصلن ندارد كه بخواهد سر خود كاري بكند. هرچه بگويي ميگويد چشم. نميگويد كه ، سرش را تكان ميدهد كه يعني چشم.
«اعتراض» بلد نيست كه.اگر هم ديدي يك كم دارد بلد ميشود زود غذايش را آماده كن ، خفه ميشود. اگر اعتراضش به كارش و يا حتي جاي خوابش هم باشد تو باز غذايش را آماده كن.خفه ميشود.
راستي «صلاحش» را هم بايد خودت بفهمي.اولش سخته ولي و به مرور زمان خودت متوجه ميشوي كه چه كار دلانگيزي است و چقدر هم به انسان اعتماد به نفس ميدهد.اصلن اگر از من ميشنوي ، تا ميتواني از اينها بگير و هي صلاحشان را بفهم و اعتماد به نفس براي خودت انبار كن. لازم ميشود این روزها.
اگر هم خواست خودش صلاحش را بفهمد ، تو مانع شو و با يك تكه چوب ــ هرچه كلفتتر بهتر ــ تا ميخورد صلاحش را بفهم!
تا بخواهي ميتواني سواري بگيري ازش و خم هم به ابرو نياوري.
سرت را درد نياورم. خر خوبي است.از اين نژاد هركي برده راضي بوده. بخر و يك عمر حالش را ببر!
.
.
.
آهـــــــاي... غذا يادت نرود! خيرش را ببيني.
ياعلي
+ نوشته
شده در شنبه چهاردهم آذر 1388
ساعت توسط دال.ر
|